بسم الله الرحمن الرحیم
گوش فرا دادن به حرف دل مهمانانی که با هزاران عشق و علاقه پا به دیار بلوچستان ذاشته
اند لذت خاص خود را دارد آنقدر که شاید در وصف نگنجد بر
این اساس با چند نفر از عزیزان مهمان از شهرستانهای تربت جام خراسان و نیز شهرستان
سنندج گفتگوی کوتاهی داشته ایم که از نظر گذراندن آن خالی از لطف نیست.
اولین کسی که برای مصاحبه کوتاه مدت انتخاب شد جوان رشید و رعنایی از تربت جام به نام
محمد محمدی بود که به همراه دو دوست خود به نامهای رضا محمدی
و مجید تاجیک در گوشه ای از سالن استقبال با هم نشسته بودند محمد خود را به عنوان مرید
حضرت مولانا محمد عمر سربازی معرفی کرد.
وقتی از او پرسیدم که هدف از حضورتان در این همایش چه بوده است ، بعد از یک مکث نسبتا
کوتاه با چهره ای که حکایت از بر انگیخته شدن احساسات او داشت گفت: جای دیگری نداریم:
جز زاهدان پناه و ماوای دیگری نداریم ، امید ما زاهدان است، جز همین مراسم ختم بخاری،
مراسم دیگری نداریم که دلخوش به آن باشیم از این که در اینجا سایر هم مذهبان خویش را
می بینم بسیار خرسند و خوشحالم.
محمد در ادامه گفت: اگر می توانید صدای مرا به جایی برسانید من با تمام وجود از حضرت
شیخ الاسلام می خواهم که در جهت آزادی حضرت مولانا خیرشاهی تلاش بکند چون ما در خراسان
فقط مولانا خیرشاهی را داریم من با تاکید تقاضا دارم که در این باره اقدامی عاجل صورت
پذیرد. راستی محمد از پرسنل اطلاعاتی شهرستان تربت جام به شدت گلایه مند بودند.
رضا محمدی دوست و همراه محمد ،او را نماینده خود و جلیل دانست و گفت ایشان بزرگ ماست،
و ایشان تمام حرفها را به نمایندگی از ما به زبان آوردند و ما کاملا با ایشان هم عقیده
ایم. جلیل تاجیک نیز همانند محمد به شدت در رابطه با آزادی حضرت مولانا عبدالعلی خیرشاهی
تاکید کرد.
محمد آهنور دیگر فردی بود که با او به گفتگو نشستیم. جالب است بدانید که ایشان از فارغ
التحصیلان امسال حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان به شمار می آیند که ساکن روستای قلعه
گک شهرستان تربت جام می باشند.
محمد آهنور در ابتدای سخنانش به ابراز احساسات پرداخته و عنوان داشت: دور شدن از حوزه
و کتابها برایم بسیار سخت و دشوار است. از روزی که من و همراهانم متوجه شدیم که مقدمات
شی که قرار است ما در آن به عنوان فارغ التحصیل معرفی شویم در حال فراهم شدن است به
جای خوشحالی، دل من و تمام همکلاسیانم گرفته است.
ایشان در ادامه سخنان در جواب این سوال ما که چه توصیه ای به سایر فارغ التحصیلان دارید
گفت: از همه دوستان همکلاسیم قبل از هر چیزی تقاضای عفو و بخشش دارم و دیگر اینکه از
آنان می خواهم طبق گفته حضرت شیخ الاسلام وقتی از درس و مدرسه فارغ شده و وارد جامعه
شدند به هیچ وجه دغدغه ی رزق و روزی را در سر نداشته باشند چرا که این امر محول به
خداست.
لذا بهتر است تنها دغدغه ی آنان ، دین و مسایل مربوط به آن باشد.
آقای آهنور در پایان گفتگو سخنی با مسئولین دولتی داشت و اظهار داشتند که، این جلسه
نه تنها به نفع اهل سنت است که به نفع اهل تشیع و تمام ملت ایران می باشد. بر اثر چنین
همایشی برکات بر کشورمان سرازیر می شود، از این رو جا دارد که مسئولین دولتی ما به
حمایت از برگزاری چنین همایش هایی بپردازند.
پنجمین مهمانی که با او به گفتگو نشستیم جوانی کُرد و خوش سیمای سنندجی جناب آقای بهاء
الدین سید مرادی بود که به همراه جوانی دیگر به نام جمیل حمیدی در گوشه ای از سالن
استقبال مورد پذیرایی قرار گرفته بودند.
بهاء الدین در ابتدای سخنان خود گفت: به برکت کار دعوت و تبلیغ با نعمت دین و این خوان
نعمت آشنا شده و مدتی در سراوان مشغول به حفظ قرآن بوده ام.
بهاء الدین سید مرادی در بیان این مطلب که چه انگیزه ای باعث حضور وی در زاهدان شده
است، گفت: این جا دقیقاً همان مکانی است که همه برای ذکر و یاد خدا گرد هم آمده اند،
عشق خدا و رسول نیز تنها انگیزه ای است که آنان را به این جا کشانده است. آنحضرت (ص)
می فرمایند: «اذا مررتم بریاض الجنة فارتعوا فیها» و این مکان دقیقاً مصداق همان ریاض
الجنة است.
بهاء الدین همچنین سخنانی با مسئولین دولتی داشت و افزود: اگر بزرگان حکومت با سعه
ی صدر به این مسائل بنگرند در خواهند یافت که برگزرای چنین همایش هایی کاملاً به نفع
حکومت است. در چنین همایشی در رابطه با احوال زیرزمین و مسائل ماورای آسمان سخن گفته
می شود و هیچ کسی کاری به مسایل روزمره حکومت ها ندارد، هدف از برگزاری این مراسم ها
پرداختن به مسائل سیاسی حکومتها نیست و برگزار کننده گان چنین مراسمی در واقع خیر خواهان
هرحکومتی به شمار می آیند.
بنابر این ما این درخواست را از تمام حکومتها و سردمداران آنها بخصوص حکومتی که در
کشور ما حاکم است و الحمد لله یک حکومت اسلامی به شمار می آید، داریم که مانع برگزاری
چنین همایش هایی نشوند. چرا که در اثر چنین همایش هایی مردم بیشتر بسوی دین مایل می
شوند و در نتیجه امنیت و آرامش بر فضای جامعه حاکم می شود.
جمیل حمیدی دوست و همراه بهاء الدین نیز در ابتدای سخنان خود گفت: کمال تشکر را دارم
از حضرت مولانا عبدالحمید
حفظه الله
که بانی این خیر هستند.
بنده به برکت چنین همایش ها و چنین حرکات خیری با مسائل دینی آشنا شده و علاقه مند
شدم.
ایشان همچنین در رابطه با حضور گسترده مردم کردستان در این همایش به نکاتی اشاره کرده
و افزودند از کردستان هر سال افراد بیشتری نسبت به سالهای قبل در این همایش شرکت می
کنند. امسال نیز بنده بر اساس مشاهدات خودم خدمت شما عرض کنم که در اصفهان جمعیتی بالغ
بر هزار نفر کُرد در ترمینال منتظر اتوبوس بودند.
وی در ادامه گفت: واقعاً چه چیزی باعث شده که مردم از اقصی نقاط کشور از جاهایی مثل
کردستان به دیار بلوچستان سفر می کنند.
بی تردید این نیرو چیزی جز حکم خدا و سنت رسول (ص) نیست. چرا که آب و هوایی که در دیار
ماست به مراتب از آب و هوای این سرزمین مطلوب تر است.
جمیل حمیدی در پایان خطاب به برادران بلوچ و زاهدانی خود گفت: از برادران بلوچ نیز
کمال تشکر را داشته و از آنها می خواهم این فرصتی که در زمینه ی خدمت به دین خدا برای
آنها فراهم شده است را به هیچ وجه از دست ندهند. حتی شده، تمام مال و ثروت و دارائی
خودشان را در این راه صرف نمایند. از طرفی مطمئن هم باشند که هیچ ضرری متوجه آنان نخواهد
شد.