------

به پايگاه بزرگداشت مولانا خوش آمديد   


امروز ۱۳۸۷ چهارشنبه ۱۸ دي هجري شمسي معادل اِلأَربِعا ١٠ محرم ١٤٣٠
    
حضرت مولانا عبدالعزيز (رحمه الله) در سال 1295 هـ . ش /1335 هـ . ق / 1916 م در روستاي دپكور شهرستان سرباز واقع در جنوب شرقي بلوچستان به دنيا آمد
نام كاربري
رمز عبور
 
 
206  بازديد هاي امروز
18234
بازديدهاي اين ماه
33996  
مجموع بازديدها
1  
مجموع بازديد در حال حاضر
 قیام حضرت حسین(ع)و انقلاب عاشورا
 انقلاب عاشورا يكي از مهمترين حوادث تاريخ اسلام است اوج اين فاجعه زماني مشخص مي شود كه با گذشت 14 قرن از وقوع اين حادثه هنوز هم با فرا رسيدن تاسوعا و عاشورا قلب ميليونها مسلمان اندوهگين مي شود مولانا ابوالكلام آزاد در اين مورد مي گويد : « اگر بگوئيم كه هيچ فاجعه اي در اين جهان روي نداده كه بشريت را وادار به اشك ريختن نمايد و آنقدر مهيج و سوزناك باشد ، اغراق نخواهد بود . در تاريخ اسلام بيشتر از هزار و سيصد سال از وقوع اين حادثه مهيج و روح گداز مي گذرد و با اين حال ماه محرم هر سال كه تجديد مي شود خاطره اندوهبار شهادت پر افتخار امام حسين ع را در ذهن هر مسلمان بيدار مي كند » .
آري سخن از قيام امام حسين علیه السلام است . آن كسي كه سبط رسول خدا ، فرزند علي مرتضي و جگر گوشه‌ي ام ابيها فاطمه الزهرا است . او در مقابل ظلم و جفا و بي عدالتي قيام كرد ، حاضر نشد با ستمگري همچون يزيد بيعت كند ، او الگوي استقامت ، رشادت ، شهامت و دليري است . او كسي بود كه براي خدا قيام كرد و مرعوب زر و زور نشد و به همه‌ي انسانها درس آزادي و آزادگي داد و به همه آموخت كه در برابر بيدادگري هاي عياشان نبايد ملاحظه كاري كرد و مثل كوه استوار بايد بود . ولادت با سعادت آن حضرت در پنجم ماه شعبان سال چهارم هجري در مدينه منوّره اتفاق افتاد از فضايل حضرت حسين يكي اين است كه آن حضرت( ص) درباره‌ي او و برادرش حضرت حسن (رضي الله عنهما) فرمود : آن دو سردار جوانان بهشت خواهند بود و در حديثي ديگر مي فرمايند : « حسين منّي و أنا من الحسين أحب الله من احب حسيناً » (حسين از من است و من از حسين . دوست بدارد خداوند متعال شخصي را كه او را دوست مي دارد) . والد بزرگوارش خليفه راشد ، اسد الله الغالب ، حضرت سيدنا علي بن ابي طالب ع و مادر پاكيزه اش حضرت سيدة نساء العالمين فاطمة الزهرا است .
حضرت حسين در نظر خلفا راشدين و تمام صحابه‌ي كرام داراي اهميت و عظمت بي پاياني بود و همه به او با نگاه احترام و قدرداني به حيثيت يك صحابي جليل و فرزند رسول اكرم و بحيث يك عالم ، عابد ، مجاهد ، بهادر ، فياض نگاه مي كردند و آن حضرت ع را محبوب و از اعماق قلب عزيز مي شمردند .
آغاز جريان يا جرقه‌ي نخست
وقتي حضرت امير معاويه ع درگذشت ، از حضرت حسين ع خواسته شد كه با يزيد بيعت كند ولي آن حضرت حاضر به بيعت نشد و گفت : « به خدا سوگند اگر در تمام دنيا هيچ پناهگاه و مأمني نباشد هرگز با يزيد بن معاويه بيعت نخواهم كرد » . بنابراين تحت سخت ترين شرايط از طرف حاكم مدينه قرار گرفت تا اينكه به مكه مكرمه رفت و از طرف مردم كوفه نامه هاي زيادي كه حاكي از طرفداري از ايشان بود ، دريافت داشتند و از ايشان دعوت كردند كه به كوفه هجرت كنند . حسين ع پسرعوي خويش حضرت مسلم بن عقيل را براي بررسي اوضاع به كوفه فرستاد ، مسلم ع هم وضعيت را مساعد ديد و براي امام حسين t نامه اي فرستاد كه شما هم به كوفه بيائيد بنابراين حضرت حسين t علي رغم مخالفت برخي از اصحاب عازم كوفه شد تا اينكه در منطقه كربلا با لشكر عمر بن سعد روبه‌روشدند بالاخره در روز تاسوعا و عاشورا سال 61 هـ درگيري بين ياران حضرت حسين كه 72 تن بودند و لشكر ابن زياد ؛ حاكم كوفه ، شدت گرفت ، خيمه ها غارت شدند و حوادث دلخراش ديگري كه قلم را از نوشتن آنها شرم مي آيد صورت گرفت . در اين هنگام حضرت حسين يارانش را اجازه برگشت داد ولي آنها حاضر نشدند او را تنها بگذارند مردانه ايستادگي كردند و به شهادت رسيدند . اوج شهامت حسين ع را در عاشورا مي توان يافت در حالي كه نزديكان و يارانش يكي پس از ديگري شهيد مي شدند مي گويد : صبر و شكيبايي را پيشه سازيد به خدا سوگند پس از امروز ذلت و خواري از شما دور خواهد شد و خود با شمشير بران از چپ و راست بر قلب سپاه دشمن مي تازد تا سرانجام بدست شخصي شقي و بدبخت بنام سنان بن انس بن عمرو نخعي جام شهادت را مي نوشد دشمنان سرش را جدا كرده و به دربار يزيد مي برند .
آمار شهداي اهل بيت « رضي الله تعالي عنهم »
سپاه و لشكر حضرت حسين علیه السلام متشكل از 32 سوار و 40 پياده بود كه همگي به درجه رفيع شهادت نائل آمدند . مورخين و سيره نگاران آمار شهداي اهل بيت را متفاوت ذكر نموده اند . صاحب كتاب « شهسوار كربلا » مي نويسد : بعد از پايان جنگ چون آمار مقتولين شمرده شدند هفتادو دو نفر از اصحاب حضرت حسين به شهادت رسيده بودند و از لشكر عمر بن سعد هشتاد و هشت نفر كشته شده بودند حضرت حسين و همراهانش را اهل غاضريه روز بعد به خاك سپردند (عثمان و ابوبكر رضي الله عنهما برادران حضرت حسين در جمع شهدا به چشم مي خورند) . مفتي محمد شفيع عثماني ره به نقل ابن اثير و مؤرخين ديگر مي نويسند : بعد از شهادت حضرت حسين مدت دو يا سه ماه كيفيت فضاي آسمان چنين بود كه چون آفتاب طلوع مي كرد و اشعه‌ي آن بر در و ديوار مي افتاد چنان سرخ بود كه گويا بر ديوارها خون ريخته شده است . آري اثر جريان اين شهادت مظلومانه علاوه بر اهل زمين بر فضاي آسمان نيز نقش بست .
اهداف قيام آن حضرت علیه السلام
حضرت حسين علیه السلام با نصب العين قرار دادن دو شعار بزرگ « هيهات منا الذله » و « الحياة عقيدة و جهاد » فرياد عزت و عدالت خواهي ، برابري و آزادگي را اسرداد او آموخت كه در برابر ظلم و استبداد و خود كامگي مستكبران بايد قيام نمود پيام او حكومت قرآن بر مردم بود تا عدل و قسط در هم جا فراگير شود و حكومت اسلامي به صورت واقعي و كامل در همه‌ي ابعاد زندگي مسلمانان پياده شود و در راه تحقيق اين آرمان تا پاي جان ايستاد . اكنون هدف اين قيام را از زبان خود ايشان بشنويد : تنها هدف من آن است كه در ميان امت جدم خواستار اصلاح شوم با اين حركت خود مي خواهم به معروف امر كنم و از منكر باز دارم و بر سيره جدم و پدرم و خلفاي راشدين قدم بردارم . در فرازي ديگر از سخنانش مي فرمايد : هدف ما فقط حمايت از حق است ، ما فقط جهت رضاي خداوند متعال در برابر ظلم و ستم قيام نموده ايم پس ظلم بسيار بزرگي است كه اين قرباني بزرگ بر خلاف تصريحاتش بر عزت و اقتدار دنيوي حمل شود . مدعايش سلطنت بودي اگر خود نكردي با چنين سامان سفر (اقبال)
يزيد در گفتار علماي اهل سنت
درباره يزيد طبراني مي گويد : « يزيد در جواني اهل شراب بود و به شيوه جوانان عمل مي كرد بيشترين عيبي كه متوجه او شده است شراب خواري و شهوت پرستي و ارتكاب بعضي اعمال ناجايز بود . يزيد را به كفر و ملحد بودن متهم نكرده اند بلكه فاسق بود ... » . شيخ الاسلام ابن تيميه (رح) در گفتگويي با فرمانده سپاه مغول مي گويد : « هر كس حسين را كشته يا در قتل وي همكاري داشته يا به قتل او راضي بوده لعنت خدا و فرشتگان و انسانها بر او باد خداوند نه عذاب را از آنها دور مي نمايد و نه عوض قبول مي كند » . حضرت شاه ولي الله محدث دهلوي (ره) در كتاب گرانسنگ « حجة الله البالغة » مي فرمايد : « از جمله دعوتگران به سوي گمراهي يكي يزيد در شام و ديگر مختار در عراق بود . محدث بزرگ شيخ عبدالحق بخاري (ره) در مورد يزيد اينگونه اظهار نظر مي كند : « خلاصه اينكه يزيد از ديدگاه ما مبغوض و منفورترين فرد است جرمي كه اين شقي در امت اسلام مرتكب شد ، كسي مرتكب نشده است » .
عزاداري و سير تاريخي آن
رسم عزاداري ابتدا در منزل يزيد آغاز شد تا جايي كه برخي ها نوشته اند يزيد شخصا نيز به طور تظاهر براي خاموش كردن سر و صداي مسلمين و شستن مقداري از اين لكه ننگين دستور داد تا ديوارهاي منزلش را پارچه‌ي سياه بپوشانند و ابن زياد را نفرين مي كرد از اين جهت گوينده اي سروده است : رسم ماتم بنا يزيد نمود هر كه آمد بر آن مزيد نمود بعد از آن مختار ثقفي مراسم سوگواري را بنياد نهاد ولي بعد از وي اين برنامه بهم خورده و تا حدود 300 سال متروك ماند ، در سال 352 هـ حكمران آل بويه معزالدوله ديلمي در دارالحكومة عباسيان در بغداد عاشورا را براي ماتم و عزاي حضرت حسين t مقرر نمود . علامه ابن كثير (ره) مي گويد : معزالدوله بن بويه ، اهل بغداد را در سال 352 دستور داد تا لباس سياه بپوشند و براي حضرت حسين بن علي t ماتم كنند ، اين رسم پوشيدن لباس سياه در دهه‌ي اول محرّم به مناسبت ماتم و عزاي حضرت سيدنا حسين تقريبا بعد از 100 سال ممنوع شد و تا حدود 528 سال ممنوع بود تا اينكه اولين پادشاه سلسله‌ي صفويه شاه اسماعيل آنرا در سال 909 هـ در ايران رواج داد و بعد از 5 سال عراق را نيز فتح كرد آنجا نيز رايج ساخت و بعد از او پسرش شاه طهماسب صفوي با كمال شدت آنرا به اوج رسانيد . تا اينكه امروزه هم به لحاظ كمّي و هم كيفي ارتقا يافته است و جمعيت هاي انبوه در قالب و دستجات و هيأت هاي زنجيرزني ، سينه زني در مساجد ، حسينيه ها ، خيابانها و غيره روضه خواني و مداحي مي كنند . چنانچه متأسفانه امروز شاهديم بعضي از مداحان ، مداحي را دكاني براي كاسبي خود ساخته و نرخ تعيين مي كنند و با راه انداختن زنان و دختران جوان با وضع نامناسب در كنار دستجات زنجيرزني و تا نيمه هاي شب در خيابانها آن هم بدون هيچ بهره برداري از مراسم عزاداري و فقط اكتفا به نوحه سرايي مي نمايند . حال سؤال اينجاست كه آيا حقيقتاً روحانيون و خيرخواهان شيعه از انجام اين اعمال راضي اند ؟ مسلماً جواب منفي است آگاهان شيعه از اين مسائل رنج مي برند به خصوص كه در سالهاي اخير گويا براي رواج اين اعمال در بين مردم دستي در كار است و كوشش زيادي براي گسترش اين مراسم مي شود خصوصا در دو شهر مشهد و قم كه در ايام محرم از ازدحام جمعيت غوغاست ... . مجالس عزاداري همراه با تحريفات ، خرافات و بدعات و گاهاً توهينات به مذاهب ديگر باعث شده كه بعضي از مراجع آگاه شيعه با اين نوع تحريفات برخورد كنند . مرتضي مطهري با نوشتن كتاب « حماسه حسيني » پرده از اين نوع خرافات و انجام اعمال حرام بر مي دارد و خواستار خرافه زدايي و كنتزل اين گونه مراسم است . سيد محسن امين جبلي عاملي و آيت الله محمد واعظ زاده خراساني دبير كل مجمع تقريب هم از جمله افرادي هستند كه از خود عكس العمل نشان داده و بعضي از اعمال عزاداري را تحريم نموده اند . اخيراً نيز فيلم مستندي در مورد اصلاح عزاداري و برنامه هايش تهيه شده كه در چند محور اصلي بحث مي كند مِن جمله‌ي آنها : 1) كفر گويي 2) اختلاط زن و مرد 3) استفاده از آلات موسيقي از قبيل ارگ ، دهل و غيره در مساجد و غيره كه همگي منافي با تعاليم زيباي اسلام اند .
ديدگاه اهل سنت
اهل سنت با توجه به شناختي كه از دين دارند صبر و ناله سرندادن را انتخاب نموده اند ورنه عشق به حسين ع و متابعت او را لازمه ايمان خود مي دانند . مفتي اعظم پاكستان و صاحب تفسير معارف القرآن مولانا محمد شفيع عثماني (ره) در اين باره مي نويسد : محبت با اهل بيت اطهار جزو ايمان است و اين عمل وحشيانه با آنها فراموش شدني نيست ، آن شخصي كه بر اثر شهادت مظلومانه و المناك حضرت حسين ع و اهل بيت ، اندوهگين و نارحت نباشد ، مسلمان بجاي خود بلكه انسان هم به شمار نخواهد رفت و اين هم دليل بر محبت آنها نيست كه شخصي تمام سال را با خوشي گذرانيده و فقط عشره محرم ، جريان شهادت را گوش كرده و بگريد يا ماتم كند يا جلسات عزاداري برگزار نمايد » . فقهاي اهل سنت ، روضه خواني ، نوحه سرايي ، سياه پوشي ، زدن به سر و صورت و غيره را جايز نمي دانند و بر اين باورند كه اين گونه رفتارها در منافات با فرهنگ ديني اسلام و فلسفه قيام حسين ع است آنان علاوه بر صفحه تاريك و جنايت آميز عاشورا ، صفحه سفيد و نوراني حماسي آنرا نيز مي بينند كه به زندگي انسان معني مي بخشد لذا در برخورد با مصيبتها و صفحه‌ي تاريك آن حادثه با استفاده از فرهنگ ديني اسلام ، سفارش به صبر و شكيبايي مي نمايند ، زيرا كتاب عظيم الشان الهي و سيره گهربار رسول الله ، مسلمانان را در برابر مصائب و ابتلائات دعوت به صبر نموده است . به عنوان مثال خداوند مي فرمايد : « يا ايها الذين آمنوا استعينوا بالصبر و الصلاة إن الله مع الصابرين » (بقره/153) ابن مسعود ع مي فرمايد كه رسول اكرم e فرمود : نيست از جماعت ما آن كسي كه رخسارها را بزند و گريبان را پاره كند و صدا بلند كند به صداي جاهليت (بخاري، مسلم) امام جعفر صادق (رح) را در مورد جزع و فزع سؤال كردند : « گفت شديدترين نوع جزع با شور و فغان و با صداي بلند واويلا كردن و سينه و صورت خود را زدن و موهاي پيشاني را كندن است و هر كسي كه مجلس ماتم برگزار نمايد » . مولانا عبدالعزيز ملازاده رحمه الله راجع به فلسفه قيام امام حسين علیه السلام مي فرمايد : تنها اين قصه را شنيدن و اشك ريختن يا متأثر شدن كافي نيست واقعا اين قضيه خيلي دردانگيز است ، خيلي انسان را مشمئز و متأثر مي سازد كه آنها چه انسانهايي بودند كه از طرفي خود را مسلمان مي ناميدند ، نماز مي خواندند و از طرفي نوه محمد رسول الله را سر بريدند امروز خيلي يزيدي ها هستند كه پيروان امام حسين را سر مي برند . (خطبه نماز جمعه زاهدان محرم 1406) بنابراين هر گاه معتقد باشيم كه مصيبت و وفات حضرت رسول e از تمام مصائب حتي مصيبت شهادت حضرت شهسوار كربلا نيز مصيبتي بزرگتر است پس به مناسبت شهادت عظماي حضرت حسين و يارانش در سالروز عاشوراي محرم نيز اين افعال بايد ممنوع و ناروا باشد نه جائز و عبادت و بديهي است كه از برگزار كردن چنين مجالس ماتم با هيأت هاي كذايي كه در اين دوره مروج است مخالفت و دستور پيامبر اسلام لازم مي آيد نه اطاعت و موافقت آنحضرت عليه الصلاة والسلام در پايان از خداوند متعال خواهانيم كه تمام مسلمانان را در مسير و سيره پيامبر عظيم الشأن اسلام حضرت محمد رسول الله (ص) صحابه كرام و اهل بيت عظام قرار دهد و قلوب ما را مملو از محبت ايشان بفرمايد .
و ما ذلك علي الله بعزيز
پي نوشت ها :
1ـ قرآن كريم
2ـ شهيد كربلا / مفتي محمد شفيع عثماني / مترجم محمد امين حسين بر
3ـ المرتضي / مولانا سيد ابوالحسن ندوي / مترجم مولوي عبدالمجيد مرادزهي خاشي
4ـ شهسوار كربلا/ نوشته‌ي مولانا عبدالرحمان سربازي
5ـ شهيد اعظم / مولانا ابوالكلام آزاد / مترجم مولوي نذير احمد سلامي
6ـ سيماي حسنين از نظر اهل سنت / محمد برفي
7ـ نداي اسلام / ش 13ـ12 / روايتي از انقلاب عاشورا عبدالعزيز نعماني
تاريخ ثبت21شهریور1387
نویسنده : عبدالحميد بخشي