|
روزگاري بود كه نسيم بهاري با تكان دادن برگهاي درختان ،
آهنگ زيباي عزت مي سرود و شهاب درخشان ، تاريكي شبها را در مي نورديد و نردبان شياطين
را به ضربه اي واژگون مي نمود .
آري ! تاريخ زماني را بياد دارد كه شيهه اسبان فرزندان اسلام
، در سرزمين اروپا طنين افگن بود و غبار نعل آنان دلهاي ايرانيان را ربوده بود .
بهار خلافت اسلامي در پرتو دعوت ، جهاد و هجرت ، گلستاني
زتوحيد و سنت در اكناف جهان ساخته بود و هر روز برگه ايي از عزت و افتخار را بنفع اسلام
و مسلمين رقم مي زد .
در چين و ختن و لوله از هيبت ما بود
در مصر و عدن غلغله از شوكت ما بود
در اندلس و روم عيان قدرت ما بود
غرناطه و اشبيليه در طاعت
ما بود
زماني را جهان شاهد بوده است كه سربازان اسلام هرسو مي تاختند
و نعرهي « الله اكبر » سر مي دادند و با شمشير عدالت و قرآن رهنما ، درس آزادي را
جهانيان مي آموختند : هاي ! بيائيد تا به شما خروج از غلامي را نشان دهيم و از تنگناي
دنيا و ظلم ستمگران شما را رهايي بخشيم ، بيائيد كه آزادي حقيقي در اسلام است .
آري ! آن روزها را تاريخ فراموش نمي كند كه دروازه قلعه
ها را يكي پس از ديگري باز مي كرديم و نور
هدايت را تقسيم مي نموديم و در مقابل ظالمان و متكبران بنيان مرصوص بوده و در ميادين
بدر و حطين با ذوالفقار سخن مي گفتيم .
اما !!
اما چد شد كه آسمان آبي تيره گشت و ظلمت و تاريكي بر سفيدي
افق چيره شد !؟ چه شد كه سير قهقرايي و عقب گرد به ما روي كرد ، لباس عزت را زما ربودند
، تاج خلافت را شكستند ما را متفرق ساختند و سپس ... !!!
ذلت و خواري را بر ما تحميل نمودند ، از خون جوانان ما فلوجه
ها را پر ساختند ، اولين قبلة مسلمانان را غصب كرده و خاك مسلمانان را در مستعمرة خود
قرار دادند .
از هتك حرمت دختران مسلمان در بوسني ، كشمير و ابوغريب گرفته
تا به آتش زدن اجساد پاك مجاهدان در افغانستان .
از بي ادبي به ساحت پاك سردار پيامبران (ص) گرفته تا اهانت
به كلام رب العالمين و آتش زدن آن .
همه و همه بنابر سستي و غفلت امت اسلامي از دعوت ، جهاد
و هجرت در راه حفظ آرمانهاي مقدس اسلام و شكستن توطئه هاي شوم دشمنان در زمينه احياي
خلافت اسلامي در چارچوب شريعت است .
آري ! زماني كه دعوت را ترك نموديم دعوت داده شديم و زماني
كه شمشير را گذاشتيم از پشت خنجر خورديم اين بود راز شكست ما ، بايد برگرديم به احياي
دعوت و جهاد تا زمينه را براي احياي خلافت اسلامي مهيا نمائيم و نبايد بيك شعبه از
شعبه هاي دين بسنده كنيم بلكه تمام قسمت هاي دين را احياء نمائيم بخصوص قسمتي را كه
بيشتر نياز است و در چارچوب نياز دين پيشروي كنيم .
بايد برگرديم ، يك عقب گرد كلي به عصر درخشان صحابه (رضي
الله عنهم) ، به عصر فاتحان ، به عصر طلايي ، عصر عزت و افتخار ، حرمت و جهاد و عصر
عمل و ايثار .
آري ! « فان امنوا بمثل ما امنتم به فقد اهتدوا و ان تولّوا
فانما هم في شقاق » معيار رسيدن و نزديك شدن به عصر آنها ، عمل نمودن طبق دستورات خداوند
جلّ و علي بر منهاج ايمان و عمل صحابه (رضي الله عنهم) ميباشد ، بايد شروع كنيم از
اعمال فردي گرفته تا اجتماعي و از عمل گرفته تا فكر و انديشه و وسعت آن .
« شما بهترين امتي هستيد كه براي مردم بيرون كرده شده است
» بايد در انديشه خود كل امت را در نظر داشته باشيم و جهت منافعِ كلِّ امت قدم برداريم
، به يك بخش از شعب دين خود را محصور نكنيم چرا كه الگوي ما صحابة رسول الله (ص) هستند
.
« وقاتلوهم حتي لاتكون فتنة ويكون الدين كله لله » و با
آنها تا زماني بجنگيد كه هيچ فتنه اي باقي نماند و دين و عبادت همه اش خالصانه براي
خدا باشد .
اين دستور فرمان كسي است كه ما را آفريده و در كلام خود
راه درست را به ما نشان مي دهد . صحابه كرام (رضي الله عنهم) با عمل كردن بر آن اين
دين را تا اوج عزت و سربلندي همراهي كردند ، اما ما بسبب دوري از آن باعث اوج ذلت و
خواري براي مسلمانان شديم .
آري ! جهاد دستوريست كه قلب ها را قوت مي بخشد ، اميدها
را زنده مي كند و فتنه ها را ريشه كن مي كند .
ولي ما به اين حكم خداوندي تا چه حدي عمل نموده ايم !؟
صحابه كرام (رضي الله عنهم) با « كتابٌ يَهدي وسيفٌ يَنصر
» با دعوت و جهاد ، حكمت و بصيرت ، رحمت و شدّت ، دنيايي را دگرگون كردند .
عزم كردند ، عمل كردند و رسيدند و تاريخي درخشان براي ما
بجاي گذاشتند .
موجيم كه آسودگي ، عدم ماست
ما زنده بر آنيم كه
آرام نگيريم
« چون جهاد را ترك نموديد خداوند بر شما خواري را مسلط مي
كند و آنرا از شما دور نمي كند تا اينكه دوباره به دينتان برگرديد . »
بايد به فكر امت بود و در پي رهايي آن از اين همه خواري
ها و اهانت هاي گوناگون كوشيد قضايايي همچون :
1ـ اسارت مسجد الاقصي و كشتار مسلمانان آن ديار
2ـ اشغال سرزمين هاي اسلامي با زور و قوّه نظامي مانند افغانستان
، عراق ، سومالي و ...
3ـ تحت مستعمره قراردادن دولت هاي اسلامي با ايجاد حكومت
هاي دست نشانده و ايجاد پايگاههاي نظامي در آن
4ـ اهانت به بالاترين مقدسات اسلام بصورت علني در مجامع
و نشريات عمومي در اروپا
5ـ توهين به زنان و دختران مسلمان در بوسني ، ابوغريب عراق
، كشمير و هزاران جاي ديگر
6ـ كشتار كودكان ، جوانان و پيران مسلمان در افغانستان و
عراق و بوسني و ... توسط بمبهاي چندتني و سلاحهاي مدرن بنام جنگ با تروريسم و...
اينها مشتي
از خرواراند كه بر مسلمانان روا داشته شده و به نهايت زبوني رسيده اند پس علاجش همان
است كه راستگوترين انسانها آنرا براي ما بيان داشته است ، آري ! « حتي ترجعوا الي دينكم
» بازگشت به دين كامل ، بازگشت به بازسازي ايمان و عمل بازگشت به « لِما يُحيِيكم »
يعني جهاد ، آنچيزيكه ما را زنده ميكند و مي تواند راه را براي گسترش اسلام و دفع نظام
و زبوني هموار كند .
ما هرگاه به قرآن و سنت عمل نموديم و چون صحابه عمل كرديم
و از آسايش و ملذّات دوري جستيم و سختي هاي گوناگون اسارت ، هجرت و ملامت را تحمل كرديم
آنگاه است كه داريم به پله هاي عزت نزديك مي شويم .
جهانگيري به خاك ما سرشتند
امامت در جبين ما نوشتند
درون خويش بنگر آن جهان را
كه تخمش در دل فاروق كِشتند
|