------

به پايگاه بزرگداشت مولانا خوش آمديد   


امروز ۱۳۸۷ چهارشنبه ۱۸ دي هجري شمسي معادل اِلأَربِعا ١٠ محرم ١٤٣٠
    
حضرت مولانا عبدالعزيز (رحمه الله) در سال 1295 هـ . ش /1335 هـ . ق / 1916 م در روستاي دپكور شهرستان سرباز واقع در جنوب شرقي بلوچستان به دنيا آمد
نام كاربري
رمز عبور
 
 
212  بازديد هاي امروز
18240
بازديدهاي اين ماه
34002  
مجموع بازديدها
1  
مجموع بازديد در حال حاضر
 آرمان بازگشت خلافت اسلامی

  روزگاري بود كه نسيم بهاري با تكان دادن برگهاي درختان ، آهنگ زيباي عزت مي سرود و شهاب درخشان ، تاريكي شبها را در مي نورديد و نردبان شياطين را به ضربه اي واژگون مي نمود .

آري ! تاريخ زماني را بياد دارد كه شيهه اسبان فرزندان اسلام ، در سرزمين اروپا طنين افگن بود و غبار نعل آنان دلهاي ايرانيان را ربوده بود .

بهار خلافت اسلامي در پرتو دعوت ، جهاد و هجرت ، گلستاني زتوحيد و سنت در اكناف جهان ساخته بود و هر روز برگه ايي از عزت و افتخار را بنفع اسلام و مسلمين رقم مي زد .

در چين و ختن و لوله از هيبت ما بود          در مصر و عدن غلغله از شوكت ما بود

در اندلس و روم عيان قدرت ما بود              غرناطه و اشبيليه در طاعت ما بود

زماني را جهان شاهد بوده است كه سربازان اسلام هرسو مي تاختند و نعره‌ي « الله اكبر » سر مي دادند و با شمشير عدالت و قرآن رهنما ، درس آزادي را جهانيان مي آموختند : هاي ! بيائيد تا به شما خروج از غلامي را نشان دهيم و از تنگناي دنيا و ظلم ستمگران شما را رهايي بخشيم ، بيائيد كه آزادي حقيقي در اسلام است .

آري ! آن روزها را تاريخ فراموش نمي كند كه دروازه قلعه ها را يكي پس از ديگري باز مي كرديم و نور  هدايت را تقسيم مي نموديم و در مقابل ظالمان و متكبران بنيان مرصوص بوده و در ميادين بدر و حطين با ذوالفقار سخن مي گفتيم .

اما !!

اما چد شد كه آسمان آبي تيره گشت و ظلمت و تاريكي بر سفيدي افق چيره شد !؟ چه شد كه سير قهقرايي و عقب گرد به ما روي كرد ، لباس عزت را زما ربودند ، تاج خلافت را شكستند ما را متفرق ساختند و سپس ... !!!

ذلت و خواري را بر ما تحميل نمودند ، از خون جوانان ما فلوجه ها را پر ساختند ، اولين قبلة مسلمانان را غصب كرده و خاك مسلمانان را در مستعمرة خود قرار دادند .

از هتك حرمت دختران مسلمان در بوسني ، كشمير و ابوغريب گرفته تا به آتش زدن اجساد پاك مجاهدان در افغانستان .

از بي ادبي به ساحت پاك سردار پيامبران (ص) گرفته تا اهانت به كلام رب العالمين و آتش زدن آن .

همه و همه بنابر سستي و غفلت امت اسلامي از دعوت ، جهاد و هجرت در راه حفظ آرمانهاي مقدس اسلام و شكستن توطئه هاي شوم دشمنان در زمينه احياي خلافت اسلامي در چارچوب شريعت است .

آري ! زماني كه دعوت را ترك نموديم دعوت داده شديم و زماني كه شمشير را گذاشتيم از پشت خنجر خورديم اين بود راز شكست ما ، بايد برگرديم به احياي دعوت و جهاد تا زمينه را براي احياي خلافت اسلامي مهيا نمائيم و نبايد بيك شعبه از شعبه هاي دين بسنده كنيم بلكه تمام قسمت هاي دين را احياء نمائيم بخصوص قسمتي را كه بيشتر نياز است و در چارچوب نياز دين پيشروي كنيم .

بايد برگرديم ، يك عقب گرد كلي به عصر درخشان صحابه (رضي الله عنهم) ، به عصر فاتحان ، به عصر طلايي ، عصر عزت و افتخار ، حرمت و جهاد و عصر عمل و ايثار .

آري ! « فان امنوا بمثل ما امنتم به فقد اهتدوا و ان تولّوا فانما هم في شقاق » معيار رسيدن و نزديك شدن به عصر آنها ، عمل نمودن طبق دستورات خداوند جلّ و علي بر منهاج ايمان و عمل صحابه (رضي الله عنهم) ميباشد ، بايد شروع كنيم از اعمال فردي گرفته تا اجتماعي و از عمل گرفته تا فكر و انديشه و وسعت آن .

« شما بهترين امتي هستيد كه براي مردم بيرون كرده شده است » بايد در انديشه خود كل امت را در نظر داشته باشيم و جهت منافعِ كلِّ امت قدم برداريم ، به يك بخش از شعب دين خود را محصور نكنيم چرا كه الگوي ما صحابة رسول الله (ص) هستند .

« وقاتلوهم حتي لاتكون فتنة ويكون الدين كله لله » و با آنها تا زماني بجنگيد كه هيچ فتنه اي باقي نماند و دين و عبادت همه اش خالصانه براي خدا باشد .

اين دستور فرمان كسي است كه ما را آفريده و در كلام خود راه درست را به ما نشان مي دهد . صحابه كرام (رضي الله عنهم) با عمل كردن بر آن اين دين را تا اوج عزت و سربلندي همراهي كردند ، اما ما بسبب دوري از آن باعث اوج ذلت و خواري براي مسلمانان شديم .

آري ! جهاد دستوريست كه قلب ها را قوت مي بخشد ، اميدها را زنده مي كند و فتنه ها را ريشه كن مي كند .

ولي ما به اين حكم خداوندي تا چه حدي عمل نموده ايم !؟

صحابه كرام (رضي الله عنهم) با « كتابٌ يَهدي وسيفٌ يَنصر » با دعوت و جهاد ، حكمت و بصيرت ، رحمت و شدّت ، دنيايي را دگرگون كردند .

عزم كردند ، عمل كردند و رسيدند و تاريخي درخشان براي ما بجاي گذاشتند .

موجيم كه آسودگي ، عدم ماست                 ما زنده بر آنيم كه آرام نگيريم

« چون جهاد را ترك نموديد خداوند بر شما خواري را مسلط مي كند و آنرا از شما دور نمي كند تا اينكه دوباره به دينتان برگرديد . »

بايد به فكر امت بود و در پي رهايي آن از اين همه خواري ها و اهانت هاي گوناگون كوشيد قضايايي همچون :

1ـ اسارت مسجد الاقصي و كشتار مسلمانان آن ديار

2ـ اشغال سرزمين هاي اسلامي با زور و قوّه نظامي مانند افغانستان ، عراق ، سومالي و ...

3ـ تحت مستعمره قراردادن دولت هاي اسلامي با ايجاد حكومت هاي دست نشانده و ايجاد پايگاههاي نظامي در آن

4ـ اهانت به بالاترين مقدسات اسلام بصورت علني در مجامع و نشريات عمومي در اروپا

5ـ توهين به زنان و دختران مسلمان در بوسني ، ابوغريب عراق ، كشمير و هزاران جاي ديگر

6ـ كشتار كودكان ، جوانان و پيران مسلمان در افغانستان و عراق و بوسني و ... توسط بمبهاي چندتني و سلاحهاي مدرن بنام جنگ با تروريسم و...

 اينها مشتي از خرواراند كه بر مسلمانان روا داشته شده و به نهايت زبوني رسيده اند پس علاجش همان است كه راستگوترين انسانها آنرا براي ما بيان داشته است ، آري ! « حتي ترجعوا الي دينكم » بازگشت به دين كامل ، بازگشت به بازسازي ايمان و عمل بازگشت به « لِما يُحيِيكم » يعني جهاد ، آنچيزيكه ما را زنده ميكند و مي تواند راه را براي گسترش اسلام و دفع نظام و زبوني هموار كند .

ما هرگاه به قرآن و سنت عمل نموديم و چون صحابه عمل كرديم و از آسايش و ملذّات دوري جستيم و سختي هاي گوناگون اسارت ، هجرت و ملامت را تحمل كرديم آنگاه است كه داريم به پله هاي عزت نزديك مي شويم .

جهانگيري به خاك ما سرشتند                       امامت در جبين ما نوشتند

درون خويش بنگر آن جهان را                     كه تخمش در دل فاروق كِشتند

تاريخ ثبت21شهریور 1387